X
تبلیغات
رایتل

میگم تا چشت در آد

نتایج نظرسنجی ها در قسمت شناسنامه

زندگی

سلام دوستان  

این ترم نیز بگذشت و ماند نیمی از نیمه ی مانده ی دروس . این ترم نیز به مانند ترم پیش  

کارنامه ی اعمال را به دست راست سپرده و عازم تروم آتی شدیم و فقط ماند دلی تنگ برای خاطراتی به جا مانده از خوشی ها و ناخوشیهای سپری شده در این چهار ماه . 

اینجا سپاهان یا همان اصفهان است , شهری که اینک پاره ای از وجود خاطراتم شده , شهری که روزی در آن جز غربت را ندیدم , امروز آشنای روح من است . اندوه اینکه سال دگر , بدرودی همیشگی با زنده رود خواهم داشت به مانند پتکی گران به جان دلم میخورد . اندوه دوری همیشگی از دوستان بیش از پیش آزارم میدهد .  

چه زود گذشت روزهای خوشی که با هم , شاد و خندان , نمره های قبولی و ردی را میدیدیم . مغموم از مردودی و مسرور از باهم بودن . اینک هر کدام به راهی رهسپاریم . به راهی جدا از یکدگر . به شهرها و کشورهایی جدا مانده از هم . زندگانی و خوشی و ناخوشی جدا از هم . به دور از شهر پر خاطره ای که همدیگر را در آنجا شناختیم . شهری که تمام خنده ها و گریه هایمان با هم را در آنجا گذراندیم . 

اینک که شما به انتهای جاده رسیده اید آرزو دارم تا دوباره در مسیری تازه تر با یکدیگر هم مسیر شویم . 

تقدیم به دوستان بهتر از جانم , میثم , محمد و یعقوب . . .   

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 30 دی‌ماه سال 1389 ساعت 21:37 | نویسنده: محمد | چاپ مطلب 10 نظر