X
تبلیغات
رایتل

میگم تا چشت در آد

نتایج نظرسنجی ها در قسمت شناسنامه

من و من , ما نمی شود

شب هنگام 

دلتنگش شدم
آسمان را بوسیدم
باران گرفت
بی چتر زیر باران
هر قطره ی باران را بوسه ای پنداشتم
قدم قدم 

دستی که انگشتانش به جای انگشتانت با سیگار عشق بازی میکرد 

نگاهی که به زمین خیره شده و  انعکاس نور زرد رنگ چراغ برق را روی آسفالت آغشته به باران دنبال می کند . 

قدم هایی که هر لحظه سریعتر می شود 

و زمزمه ی روی لب های من 

من و من , ما نمیشود .  

   


 

وقتی آخرین پست حسین رو دیدم یهو فازش اومد 

 

 

 

تاریخ ارسال: جمعه 16 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 23:58 | نویسنده: محمد | چاپ مطلب 6 نظر