دلگیر ِ دلگیرم از او، از او و آینه هایش
آن خودپسندی که دل را، خون می کند ادعایش
او سر به بالا و مغرور، غافل از اینکه همیشه
مردی علیرغم مردی، افتاده بر دست و پایش
از خیر عشقش گذشتم، ماندن برایم عذاب است
وقتی که فرقی ندارد، بود و نبودم برایش
احساس تلخی ندارم، هر چند وقت وداع است
....شاید که شیرین شود عشق، در آخرین لحظه هایش
تقدیم به بالام , بالام بالامه ,کی میگه بالام بالام نیست ؟ بدونه سخت در اشتباهه چون بالام بالامه
.اینا به زبان بالامیه , فقط چند نفر تو دنیا به این زبان صحبت میکنن .
سلام امید وارم خوب باشی وبلاگ جالبی داری به منم سر بزن
نوشتن را خداوند افرید تا آدمها آنی را بیابند که در حقیقت میجستند و نیافتندش!
آرزومند موفقیت شما
مصطفی
سلام عزیزم به یه زبونی بنویس ما هم بفهمیم
قشنگ بود
اون آخرشو به یه زبونه دیگه میگفتی بهتر نبود؟
آخه میترسم همون بالامه که بالامه بالامی بلد نباشه
نه بابا اون خودش موسس سلسله ی بالامیونه
بالام بالامه فقط همین