میگم تا چشت در آد

نتایج نظرسنجی ها در قسمت شناسنامه

میگم تا چشت در آد

نتایج نظرسنجی ها در قسمت شناسنامه

فرهنگ , واژه ای غریب در جامعه

دوستان عزیز سلام 

اول از همه بگم , خدای نکرده قصد جسارت و توهین به شخص خاصی رو ندارم , و فقط می خوام یه ذره از درد دل رو کم کنم . یه وقت به خودتون نگیرید . 

حقیقتش دیگه خسته شدم از این همه فقر فرهنگ تو جامعه . همش دوست دارم یه یا علی بگم و این مردم رو با همه خوبی ها (!) و بدیها ول کنم و برم جایی که درصد جماعت ایرانی به صفر میل کنه . اگه حرف منو قبول ندارید به مسائل پایین توجه کنید , بلکه بهم حق بدین . 

۱- تماشای دعوا در خیابان : در این نکته لازم به ذکر است که آخرین اقوامی (غیر از ایرانیان غیور) 

که از خود برای اینگونه مجادله ها شور و هیجان نشان میدادند پس از عصر گلادیاتورها در یونان منقرض شدند . همه ی شما بارها , جنگ لفظی و فیزیکی دو نفری که شاید از فرط خستگی کم حوصله باشند رو از نزدیک ملاحظه کردید . اما نکته قابل توجه , حضور افراد در میدان برای مشاهده و در پاره ای از اوقات تشویق دو گلادیاتور است .  

۲ - دید زدن , هیز بازی (به صورت کاملا تابلو) : دیگه لازم به توضیح نیست , یه جورایی خیلیا عادت کردن تا هر کس و ناکسی که از کنارشون رد میشه رو بی نصیب از دید زدناشون نکنن . 

مطمئنا این باعث معذب شدن اون دختر بنده خدا میشه که نمی تونه بیشتر از فرهنگ پایین جامعه عمل کنه و یه جورایی مجبور میشه , به قولی واسه مردم زندگی کنه , نه واسه خودش .  

۳-در برخورد های چشم تو چشم , فرد بازنده مستحق دریافت فحش خوار و مادر است !!

بعضیا فکر می کنن که باید به چشمای هر کسی که از جلوشون رد میشه ذل بزنن , آخه از نظر اونا این باعث به رخ کشیدن قدرت بازو و هیبت مردانه است . ولی به سختی در اشتباه اند , چون این حرکت نمایانگر فقر فرهنگی و کمبود عقل در فرد خاطی است .  

۴-بعضی از بانوان محترم , آقایان رو با ابلیس اشتباه گرفتن . واسه خودم بارها پیش اومده که , در حالی که خیلی دیرم شده بود , از خانمی آدرس خواستم , ولی ایشون با اعوذ بالله و استغفرالله ازم دور شد . برداشت من از این برخورد اینه که مطمئنا خود حضرت خانوم و خانواده محترمشون از هم کلامی با هر جنس مخالفی , مقاصد شوم و ناپسندی دارن . 

 

۵-به رخ کشیدن خبط ها و گناه های یکدیگر (به عنوان زرنگی) : مواردی از قبیل دور زدن و پیچوندن شخصی که شاید به نوعی عاشق اونها شده باشه . از قبیل رعایت نکردن قوانین . از قبیل مزاحمت برای اشخاص و گاهی اوقات حتی پلیس . 

 

۶-بعضی از آقایان و گاهی اوقات خانوم ها هم که کوچه و خیابون رو با سطل آشغال اشتباه گرفتن . بابا این خود بی فرهنگیه به خدا . 

 

چند تا از این قبیل نکاتو اینجا گفتم . چندتایی هم از قلم جا افتاد . به هر حال شاید به مزاج بعضیا خوش نیومده باشه , نمیگم تا چشت در آد , میگم یه ذره ملاحظه همشهریات رو بکنی . به خدا چیز زیادی نیست . 

نظرات 2 + ارسال نظر
mah جمعه 15 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 03:02

کاملا قبول دارم محمد. منم ازین وضعیت دلم پره. یکیشم من می گم. اینکه عابر پیاده واسه خودش انقدر ارزش قائل نیست که پشت چراغی که واسش قرمز شده بایسته. همه تا چراغو می بینن یادشون میوفته عجله دارن. اونم فقط واسه چند ثانیه!!!

مرسی ماه جان , فستیوال و تکمیل کردی

mah شنبه 16 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 21:05

محمد یادم رفت بگم وبلاگت عالیه. بیشتر روزا میام مطالب رو می خونم. علایقت هم خیلی شبیه منه. مخصوصا قلیون

مرسی مرسی مرسی
لطف داری . باعث خوشحالی منه که بهم سر میزنی .

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد